X
تبلیغات
اشعارحافظ

اشعارحافظ

شکسته دل

چو بر شکست صبا زلف عنبر افشانش

به هر شکسته که پیوست ،تازه شد جانش

کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم

که دل چه می کشد از روزگار هجرانش؟

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

وقتیکه بادی که از شمال میوزد،موهای عطر افشان و زیبای یار را

به هر طرف می برد

در هر نسیمی که میوزید، گویا جان تازه ای به عاشق خود می بخشید

کجاست کسی مثل من؟

که عاشق است

وزجر درون او را به اعماق غم می برد

وروزگار هجران برای او مثل شب سیاه است

فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:52  توسط فهیمه خراسانی  | 

شکار ی سرگشته

دلم رمیده شد وغافلم من درویش

که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش

چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم

که دل به دست کمان ابرویی ست کافرپیش

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

دل من گویا از خودم نیست وجایی دگر مشغولست

وگویا دل من شکار شده است

همانند بید مجنون که لرزانست ، من هم از عشق می لرزم

وشاید ایمانم را هم درین راه از دست بدهم

زیرا عاشق کسی شده ام که دین وایمان مرا به باد داده است

فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:43  توسط فهیمه خراسانی  | 

دل خونین،لب خندان

دوش پنهان گفت با من کاردانی تیز هوش

کز شما پوشیده نبود راز پیر می فروش

گفت:آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

دیشب در عالم خلوت شخصی که اندیشمند بود

به من گفت که راز پیر می فروش بر شما پوشیده نیست

واین پند و اندرز این است که درین جهان که زندگی می کنی

کارها را به سهولت وآسانی انجام بده

وآن را نپیچان

زیرا که اگر بر خود سخت بگیری

جهان بر تو سخت می گیرد

فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:35  توسط فهیمه خراسانی  | 

به دیدار تو

فکربلبل همه آن  است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

فکر و اندیشه ی بلبل اینست که یار و همدم خود را پیدا نموده است

وگل هم فقط در این اندیشه است که دلبری کند

ومعشوق فقط نباید درین فکر باشد که دلبری کند

بلکه باید غمخوار عاشق خود نیز باشد

فهیمه خراسانی

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:26  توسط فهیمه خراسانی  | 

پرده دار حریم

دل سراپرده ی محبت اوست

دیده آیینه دار طلعت اوست

من که سر در نیاورم به دو کون

گردنم زیر بار منت اوست

معنی این دو بیت از شعر:

دل من از محبت او آکنده و پر است

وگویا چشمان من فقط سیمای زیبای او را می بیند

من که از اسرار این جهان و آن جهان سر در نمی آورم

وهمیشه با الطاف الهی زیسته ام

وبا توکل به او تمامی حیات من را تامین می کند

فهیمه خراسانی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 1:54  توسط فهیمه خراسانی  | 

شراب ناب وصل

از پرده ی حسن تو

رفیقان در عجبند

در شراب ناب وصل

حیران تواند

ساقی میکده!

ساغر عشق را

با خالصترین درد پر می کند

در روحانی ترین خلسه ی لحظات

اندیشیدن به  تو جای دارد

شاهد عشق را در برگیر

تا طوطی خوش گفتار برایت بسراید

تا عندلیب برایت سرود رهایی از تعلقات بخواند

تا شیرین ترین قطرات شهد جانت شود

شعری از فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 21:6  توسط فهیمه خراسانی  | 

ادامه ی شعر حدیث مطرب ومی(4)

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند

جوانان سعادتمند،پند پیر دانا را

حدیث ازمطرب و می گو،وراز دهر کمترجو

که کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی ودر سفتی،بیاوخوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک، عقد ثریا را

معنی این سه بیت از شعر حافظ:

نصیحت وپند و اندرز را گوش کن،که جوانانی که سعادتمند هستند

وراه خوشبختی را می خواهند طی کنند،پند پیر دانا برایشان

با ارزش است

سخن از می و شراب ومطرب بگو،واز اسرار روزگار کمتر جستجو کن

که کسی به اسرار خلقت وراز آفرینش پی نخواهد برد

ای حافظ!

اشعارت را در قالب غزل سرودی

ومثل گردن بند مروارید ،به آن نظم و ترتیب دادی

که آسمان ،به خاطر این ترتیبی که در اشعار تو وجود دارد

ستاره ی پروین وستارگان را در نظم و ترتیب قرارداده است

عقد:گردن بند،رشته ی مروارید

سفتن:سوراخ کردن

پروین:شش ستاره ی کوچک که آن را به گردن بند

یا خوشه ی انگور

تشبیه کرده اند

فهیمه خراسانی

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 20:50  توسط فهیمه خراسانی  | 

ادامه ی شعر حدیث مطرب ومی(3)

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت،دانستم

که عشق،از پرده ی عصمت ،برون آرد زلیخا را

بدم گفتی،وخرسندم نکو گفتی

جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخارا

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

من از آن روی زیبایی که یوسف داشت،فهمیدم

که زلیخا عاشق یوسف است

وبه خاطر این عشق،زلیخا از پرده ی پاکدامنی بیرون می آید

به من بد گفتی،ولی من راضی وخرسند هستم

ومی گویم نیکو جواب مرا دادی

جواب تلخ شایسته است که با خوبی، طرف مقابل به  آن پاسخ دهد

فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 13:22  توسط فهیمه خراسانی  | 

ادامه ی شعر حدیث مطرب ومی(2)

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

به آب و رنگ وخال وخط چه حاجت روی زیبا را؟

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

فریاد که این زیبارویان زیباسخن،که از زیبایی ،آشوب در شهر

به پا می کنند

آنگونه صبر وشکیبایی را از دل می برند که ترکان مغول،همه ی

ایران را به یغما بردند

از عشق ناتمام وناقص ما،صورت زیبای یار بی نیازست

وکسیکه زیبا باشد ،چه نیازی دارد که با وسایل آرایشی خود را

زیبا سازد؟

فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 13:12  توسط فهیمه خراسانی  | 

شعر حدیث مطرب ومی(1)

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را

معنی این دو بیت:

اگر آن معشوقه ی ما که اصلیتش شیرازی ست

به ما توجهی کند

درین صورت، سمرقند وبخارا را به او می بخشم

وتمام دنیا را به نامش می کنم

ای ساقی! می و شراب باقی مانده را بده

که این شراب را حتی در بهشت برین هم یافت نمی شود

واین می را درکنار تفریحگاه(منظور چشمه ی آب وگل وگیاه)

به ما بده

فهیمه خراسانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 1:22  توسط فهیمه خراسانی  | 

حدیث مطرب و می

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندوش بخشم سمر قند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

به آب ورنگ وخال وخط چه حاجت روی زیبا را؟

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق،از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را

بدم گفتی وخرسندم (عفاک الله)نکو گفتی

جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خارا

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند

جوانان سعادتمند،پند پیر دانا را

حدیث از مطرب ومی گو وراز دهر کمتر جو

که کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی ودر سفتی،بیا وخوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 1:15  توسط فهیمه خراسانی  | 

دخترم

دخترم

تولدت را با عشق

برایت جشن می گیرم

زیباترین هدیه ی خدایی بودی

که در تمام عمرم به من ارزانی شد

تو را می پرستم

و هماره ی زندگی ام برای توست

شعری از فهیمه خراسانی

سروده شده درساعت۱۹/۴

دقیقه روز دوشنبه سال هشتاد ونه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 16:18  توسط فهیمه خراسانی  | 

ای طوطی گویای اسرار

الا ای طوطی گویای اسرار

مبادا خالی ات شکر ز منقار

سرت سبز و دلت خوش باد جاوید

که خوش نقشی نمودی از خط یار

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

ای کسیکه با درک الهی خودت ،اسرار را بیان می کنی

همیشه این نطق تو پاینده باشد

و امیدوارم که همیشه افکار خوب و زیبا داشته باشی

و دلت هم به نور ایمان پایدار باشد

وتو با تعمق در آیات الهی ، خیلی زیبا یار را توصیف نمودی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 2:0  توسط فهیمه خراسانی  | 

ا ی صبا،نکهتی از خاک ره یار بیار

ببر اندوه دل و مژده ی دلدار بیار

نکته ی روح فزا از دهن دوست بگو

نامه ی خوش خبر از عالم اسرار بیار

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

ای بادی که از شرق می وزی!

بوی خوش یار را بیاور

اندوه را از دل خودت ببر

زیرا خبر خوب وصل یار برایم رسیده است

نکات ظریف که باعث نشاط روح می شود را از جانب حضرت دوست بگو

و از عالم غیب به واسطه ی درک معارف الهی

خبر های خوب بیاور

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 1:38  توسط فهیمه خراسانی  | 

روی بنما

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر

خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

ما چو دادیم دل و دیده به توفان بلا

گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

ای زیباروی من!

صورت همچون ماهت را به من نشان بده

درین صورت ،من وجود خود را از یاد برده ام

و کسانیکه آتش به خرمن شان سرایت نموده

(یعنی از دیدار روی دلبر نازنین خود همه چیز را فراموش نموده اند)

درست مثل این است که همه ی زندگی شان را به باد سپرده اند

ما وقتی که دل و دین خود را به معشوق سپرده ایم

اگر درین راه سیل هم بیاید و همه ی هستی ما را به یغما ببرد

باز هم باکی نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 1:18  توسط فهیمه خراسانی  | 

شب وصل

شب وصل است وطی شد نامه ی هجر

سلام‌‌ فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

ای عشق من!

شب هجران روزگارش به سر آمده

و دوران وصال فرارسیده

وطلوع فجر و پیروزی نزدیک است

ای عاشق!

در عشق ثابت قدم باش

و از راه عاشقی منحرف نشو

که اگر راه پرپیچ وخم عاشقی را بخواهی طی کنی

این کار تو بدون پاداش نخواهد ماند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 1:11  توسط فهیمه خراسانی  | 

آیین هوشیاری

چون در جهان خوبی،امروز کامکاری

شاید که عاشقان را ،کامی زلب برآری

با عاشقان بی دل،تا چند ناز و عشوه

بر بی دلان مسکین،تا کی جفا و خواری

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

 چون تو در دنیا خوب هستی،بخاطر خوب بودنت

خوشبخت می باشی

و شاید بخاطر این خوشبختی،به عاشقان هم توجهی کنی

برای عاشقانی که تاب و توان خود را در راه معشوق گذاشته اند

چقدر عشوه و ناز می کنی؟

وبر کسانیکه عاشق نیستند

چرا اینقدر کم توجه هستی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 15:55  توسط فهیمه خراسانی  | 

مخمسی از حافظ

من از تو بجز وفا نجویم

بیرون ز گل و وفا نبویم

الا ره بندگی نپویم

اسرار تو پیش کس نگویم

واوصاف تو پیش کس نخوانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 1:38  توسط فهیمه خراسانی  | 

مخمسی از حافظ

در عشق تو ای صنم چنانم

کز هستی خویش در گمانم

هرچند که زار و ناتوانم

گر دست دهد هزار جانم

                در پای مبارکت فشانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 1:36  توسط فهیمه خراسانی  | 

رباعی از حافظ

جز نقش تو در نظر نیامد ما را

جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت

حقا که به چشم در نیامد ما را

معنی این دوبیت از شعر حافظ:

ای معشوقه ی من!

فقط صورت زیبای تو ست که در نظر ما اهمیت دارد

وفقط در کوی توست که ما عبورمی کنیم

هرچند که خوابیدن ،برای همه لازم و واجب است

ولی در چشم من ،خوابی وجو دندارد

چون بی تاب و بیقرار تو هستم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 23:36  توسط فهیمه خراسانی  | 

شعری از حافظ

به می سجاده رنگین کن،گرت پیر مغان گوید

که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها

مرا در منزل جانان چه امن عیش؟چون هردم

جرس فریاد می دارد که بر بندید محملها

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

سجاده ی نمازت را با شراب الهی آغشته کن اگر پیر مغان می گوید

منظور از پیر مغان(مرشد،راهنما،کسیکه سالک را در طریق حق

هدایت می کند)

که کسیکه می خواهد به عشق الهی دسترسی پیدا کند

از خطرات راه آگاه است

من در منزل کسیکه عاشقانه او را دوست میدارم امنیت خاطر ندارم

چون هر لحظه بانگ و زنگ کاروان ندا می دهد که آماده ی حرکت

باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:51  توسط فهیمه خراسانی  | 

خزینه ی دل حافظ

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

سر مرا به جز این در،حواله گاهی نیست

عدو چو تیغ کشد،من سپر بیندازم

که تیغ ما به جز از ناله ای و آهی نیست

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

به غیر از تو ای خدای بزرگ من پناهی ندارم

و من فقط به تو می اندیشم و به تو توکل می کنم

وقتی دشمن شمشیر به دست می گیرد

من سپر و حفاظ خود را می اندازم

که درین موقع شمشیر من فقط توسل و دعا به سوی

درگاه حق است

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 20:38  توسط فهیمه خراسانی  | 

هجران

بی مهر رخت ،روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو،چشم مرا نور نمانده است

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

بدون مهرو محبت صورت زیبای تو ،حتی روز هم برای من

نورانی نیست

و اگر من تو را نداشته باشم

تمام زندگیم مثل شب تاریک است

موقع خداحافظی از بس که گریه کردم

چشمان من بینایی خود را از دست داده است

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 20:32  توسط فهیمه خراسانی  | 

شعری از حافظ

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی و زجان دوست دارمت

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک

باور مکن که دست زدامن بدارمت

معنی این دو بیت شعر از حافظ:

ای کسیکه در کنار من نیستی

هرکجا باشی تو را به خدا می سپارم

یاد تو و وجود تو جان و روح و روان مرا آتش زده است

باور کن که از جان خودم تو را بیشتر دوست میدارم

و تا زمانیکه زنده ام هیچگاه دست از تو برنخواهم داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 23:49  توسط فهیمه خراسانی  | 

بلبل عاشق

بر سر آنم که گر زدست بر آید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود ،فرشته در آید

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

من معتقدم که باید کاری کنم

 که از غصه و اندوه نجات پیدا کنم

انسان باید نیت خیر در کارها داشته باشد

و دل انسان نباید جایگاه بدیها و پلیدیها و ریا کاریها باشد

و وقتی نفس شیطانیت را از خود راندی

فرشته ی وجودت نمایانگر می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 13:54  توسط فهیمه خراسانی  | 

شعری از حافظ

حسد چه می بری؟ای سست نظم بر حافظ

قبول خاطر و لطف سخن خداداست

معنی این بیت از شعر حافظ:

ای کسیکه اشعارت به صلابت اشعار حافظ نیست

چرا حسادت می کنی؟

شعر سرودن در نهاد انسان بودیعت گذاشته

شده و امری خدادادی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 17:37  توسط فهیمه خراسانی  | 

شعری از حافظ

رضا به داده بده،وزجبین ،گره بگشای

که بر من و تو ،در اختیار نگشادست

معنی این بیت از شعر حافظ:

به آنچه که خدا برایت در نظر گرفته است

راضی باش

و از پیشانی ات گره را باز کن

(اخم نکن)

که در تقدیر الهی بسیاری از مسایل وجود

دارد که اختیارش به دست من و تو نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 17:33  توسط فهیمه خراسانی  | 

شعری از حافظ

مرو به خانه ی ارباب بی مروت دهر

که گنج عافیتت،در سرای خویشتن است

بسوخت حافظ و در شرط عشق بازی،او

هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

ای انسان آگاه !

با افراد ی که رسم انسانیت در وجودشان نیست

دوستی نکن

زیرا گنج سلامت و صحت عقل در وجود خودت که انسان والایی هستی

نهفته است

و شرط دوستی و جوانمردی این است که در ره دوست باید جان فشانی

کرد

و بر سر عهد و پیمان دوستی باقی ماند

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 23:7  توسط فهیمه خراسانی  | 

دلدار

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد

صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

پیکی نداوانید و پیامی نفرستاد

معنی این دو بیت از شعر حافظ:

دیر زمانی است که معشوقه ی من پیامی نفرستاده است

برای من نامه نفرستاده است

وبه سلام ما هم جوابی نداده است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 17:3  توسط فهیمه خراسانی  | 

دردعشق

درد عشقی کشیده ام که مپرس

زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش

می رود آب دیده ام که مپرس

                                 

معنی کلی این سه بیت از شعر حافظ:

من در راه رسیده به عشق خود متحمل سختیهای زیادی

گشته ام

و دوران هجران برایم همانند زهر تلخ بوده است

در روزگار خود خیلی جستجو کرده ام

وعاقبت عشق خود را پیدا نموده ام

و آن چنان عاشق او شده ام که اشک چشمان برای او

قطع نمی شود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 17:2  توسط فهیمه خراسانی  |